۸ اصل مدیریت کیفیت چیست؟

۸ اصل مدیریت کیفیت

اصل ۱: تمرکز بر مشتری

سازمان‌ها بسته به نوع مشتری باید نیازهای مشتریان فعلی و آتی خود را بشناسند و ضمن برآورده کردن این نیازها، سعی کنند پا را فراتر گذاشته تا انتظارات و نیازهای مشتریان را پیش‌بینی کنند.

فواید کلیدی:

  • افزایش سود و سهام بازار، به دلیل پاسخ‌های سریع و انعطاف‌پذیر به فرصت‌های بازار
  • افزایش استفاده‌ی بهینه از منابع سازمان برای تقویت رضایت مشتریان
  • بهبود وفاداری مشتریان‌ که به تکرار معامله می‌انجامد.

به‌کارگیری این اصل به موارد زیر منجر می‌شود:

  • شناخت و درک نیازها و خواسته‌های مشتریان
  • اطمینان از مرتبط بودن اهداف شرکت با نیازها و خواسته‌های مشتریان
  • مطلع شدن تمامی سازمان از نیازها و خواسته‌های مشتریان
  • ارزیابی رضایت مشتریان و اقدام بر اساس نتایج به دست آمده
  • مدیریت ارتباط با مشتریان به صورت سیستماتیک
  • تضمین رویکردی متعادل بین جلب رضایت مشتریان و دیگر افراد ذی‌نفع (مانند مالکان، کارمندان، تأمین‌کنندگان، سرمایه‌گذاران، انجمن‌های محلی و جامعه به صورت کلی)

اصل ۲: رهبری

رهبران، یکپارچگی اهداف و مسیر سازمان را تعیین می‌کنند. آنها باید محیط درونی شرکت را به شکلی سازمان‌دهی کنند که افراد با تعهد کامل برای رسیدن به اهداف سازمان فعالیت کنند.

فواید کلیدی:

  • شناخت کارکنان از اهداف سازمان و افزایش انگیزه برای تلاش در راه رسیدن به آنها
  • ارزیابی فعالیت‌ها و تنظیم و اجرای آنها به صورت یکسان
  • به حداقل رسیدن ناهماهنگی در ارتباطاتِ بین سطوح مختلف سازمان.

به‌کارگیری این اصل به موارد زیر منجر می‌شود:

  • در نظر گرفتن نیازهای تمامی افراد ذی‌نفع از جمله مشتریان، مالکان، کارمندان، تأمین‌کنندگان، سرمایه‌گذاران، انجمن‌های محلی و جامعه به صورت کلی
  • پایه‌ریزی چشم‌اندازی روشن برای آینده‌ی سازمان
  • تعیین اهداف چالش‌برانگیز
  • ایجاد و حفظ ارزش‌های مشترک، عدالت و الگوهای اخلاقی در تمامی سطوح سازمان
  • برقرار کردن اعتماد و از بین بردن ترس
  • فراهم آوردن منابع لازم برای افراد، آموزش و آزادی عمل مسئولانه و متعهدانه
  • تشویق افراد و به رسمیت شناخته شدن مشارکت‌ آنها

اصل ۳: تعهد کارکنان

کارمندان در هر سطحی که قرار داشته باشند، ماهیت سازمان هستند و تعهد کامل آنها، باعث استفاده‌ی قابلیت‌های‌شان در جهت منافع شرکت می‌شود.

فواید کلیدی:

  • افراد با‌انگیزه و متعهد در درون سازمان
  • نوآوری و خلاقیت در رسیدن به اهداف شرکت
  • مسئولیت‌پذیری افراد در قبال عملکرد خودشان
  • اشتیاق افراد برای مشارکت در پیشرفت مداوم سازمان

به‌کارگیری این اصل به موارد زیر منجر می‌شود:

  • افراد اهمیت مشارکت‌شان در سازمان و نقش خود را در آن درک می‌کنند
  • افراد محدودیت‌های عملکرد خود را شناسایی می‌کنند
  • افراد مسئولیت مشکلات را می‌پذیرند و برای حل کردن آنها اقدام می‌کنند
  • افراد عملکرد خود را در مقابل اهداف شخصی خود ارزیابی می‌کنند
  • افراد به صورت فعال به دنبال فرصت‌هایی برای تقویت توانایی‌ها، دانش و تجارب خود می‌گردند
  • افراد آزادانه دانش و تجارب خود را با هم به اشتراک می‌گذارند
  • افراد آزادانه در مورد مشکلات و مسائل با هم بحث می‌کنند.

اصل ۴: رویکرد فرآیند

نتیجه‌ی مطلوب زمانی محقق می‌شود که فعالیت‌ها و منابع مربوط به آنها به عنوان فرآیند به خوبی مدیریت شده باشند.

فواید کلیدی:

  • هزینه‌های کمتر و چرخه‌ی فرآیند کوتاه‌تر به دلیل استفاده‌ی مؤثر از منابع
  • نتایج قابل پیش‌بینی و بهبود یافته و مداوم
  • فرصت‌های پیشرفت متمرکز و اولیت‌بندی شده.

به‌کارگیری این اصل به موارد زیر منجر می‌شود:

  • تعریف سیستماتیک فعالیت‌هایی که برای رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب ضروری هستند
  • تعیین مسئولیت‌ها و پاسخ‌گویی‌های شفاف برای مدیریت فعالیت‌های کلیدی
  • تحلیل و اندازه‌گیری از قابلیت‌ فعالیت‌های کلیدی
  • شناسایی رابطِ فعالیت‌های کلیدی داخلی و میانی عملکرد سازمان
  • تمرکز بر عواملی مانند نوع منابع و منافع، که در نهایت به پیشرفت فعالیت‌های کلیدی سازمان منجر می‌شوند
  • ارزیابی ریسک‌ها، عواقب و تأثیر فعالیت‌ها بر روی مشتریان، تأمین‌کنندگان و ذی‌نفعان دیگر.

اصل ۵: رویکرد سیستم به مدیریت

شناسایی، درک و مدیریت فرآیندهای مرتبط به هم، به عنوان ایجاد سیستمی برای مشارکت در بهره‌وری سازمان و رساندن آن به اهداف مورد نظر، مؤثر است.

فواید کلیدی:

  • یکپارچگی و تنظیم فرآیندهایی که به بهترین شکل به نتایج دلخواه منجر می‌شوند
  • توانایی تمرکز تلاش‌ها بر فرآیندهای کلیدی
  • جلب اعتماد افراد ذی‌نفع به تداوم، بهره‌وری و بازدهی سازمان.

به‌کارگیری این اصل به موارد زیر منجر می‌شود:

  • ساختار سیستمی برای رسیدن به اهداف سازمان به صورت مؤثر و کارآمد
  • درک وابستگی‌هایی بین فرآیندهای سیستم
  • رویکردهای سازمان‌یافته‌ای که فرآیندها را هماهنگ و به هم مرتبط می‌کنند
  • فراهم آوردن درک بهتری از نقش‌ها و وظایف ضروری برای رسیدن به اهداف مشترک و در نتیجه کاهش موانع در کارکردهای متقابل
  • قبل از هر اقدام، درک قابلیت‌های سازمانی و محدودیت‌ منابع
  • تعریف چگونگی عملکرد فعالیت‌های خاص در سیستم
  • بهبود مداوم سیستم از طریق ارزیابی و بررسی.

اصل ۶: پیشرفت مداوم

پیشرفت مداوم عملکرد کُلی سازمان، باید هدف دائمی سازمان باشد.

فواید کلیدی:

  • افزایش کارایی از طریق بهبود قابلیت‌های سازمان
  • تنظیم فعالیت‌های بهبود یافته در تمامی سطوح با اهداف استراتژیک سازمان
  • انعطاف‌پذیری در نشان دادن واکنش سریع به فرصت‌ها.

به‌کارگیری این اصل به موارد زیر منجر می‌شود:

  • به‌کارگیری رویکردی سازمان‌گرایانه برای پیشرفت دائمی عملکرد سازمان
  • آموزش روش‌ها و ابزارهای پیشرفت مداوم به کارکنان
  • ایجاد بهبود مداوم در محصولات، فرآیندها و سیستم‌ها برای تمامی کارکنان سازمان
  • تعیین اهدافی برای هدایت، ارزیابی و پیگیری پیشرفت مداوم
  • شناخت و تصدیق پیشرفت‌ها.

اصل ۷: رویکرد واقع‌گرایانه به تصمیم‌ گیری

تصمیمات مؤثر، بر اساس تحلیل داده‌ها و اطلاعات اتخاذ می‌شوند.

فواید کلیدی:

  • تصمیمات آگاهانه
  • توانایی اثبات مؤثر بودن تصمیمات گذشته از طریق اشاره به مدارک و سوابق واقعی
  • قابلیت روزافزون در بازنگری، به چالش کشیدن و تغییر تصمیمات و عقاید.

به‌کارگیری این اصل به موارد زیر منجر می‌شود:

  • اطمینان از دقیق و قابل‌ اعتماد بودن داده‌ها و اطلاعات
  • قرار دادن داده‌ها در اختیار افرادی که به آن نیاز دارند
  • تحلیل داده‌ها و اطلاعات با استفاده از روش‌های قابل‌ اعتماد
  • تصمیم‌گیری و اقدام بر مبنای تحلیل داده‌ها و متعادل کردن تحلیل‌ها با تجارب و دانش.

اصل ۸: ارتباطات سودمند با تأمین‌کنندگان

سازمان و تأمین‌کنندگانش به هم وابسته هستند و این رابطه‌ که برای هر دو طرف سودمند است، باعث تقویت قابلیت ایجاد ارزش برای هر دوی آنها می‌شود.

فواید کلیدی:

  • افزایش قابلیت ایجاد ارزش برای هر دو طرف
  • انعطاف‌پذیری و سرعت پاسخ‌دهی مشترک به تغییرات بازار یا نیازها و خواسته‌های مشتریان
  • بهینه‌سازی هزینه‌ها و منابع.

به‌کارگیری این اصل به موارد زیر منجر می‌شود:

  • ایجاد روابطی که فواید کوتاه‌مدت را با ملاحظات بلند‌مدت متعادل می‌سازد
  • یکپارچه‌کردن تخصص‌ها و منابع با شُرکا
  • شناسایی و انتخاب تأمین‌کنندگان کلیدی
  • ارتباطات صریح و شفاف
  • به اشتراک‌گذاری اطلاعات و برنامه‌های آینده
  • سازماندهی توسعه‌ و بهبود مشترک
  • تشویق کردن، انگیزه دادن و قدردانی از پیشرفت‌ها و دستاوردهایی که توسط تأمین‌کنندگان صورت گرفته‌ است.

برگرفته از: isoconsultantpune